Tag Archives: جدید

طنز؛ تفاوت عید‌های قدیم و جدید


ویژه نامه بی قانون – شاهین قدیانی:

عیدی:

یکی از اصلی ترین استرس های عید نوروز میزان عیدی بچه ها بود. میزان عیدی در اولین دیدار نوروزی پس از دادن اولین عیدی به اولین بچه تعیین می شد و تا پایان عید با همان نرخ مصوب ادامه می یافت. البته میزان عیدی همواره ثابت نبود و برخی خانواده ها فرمول های پیچیده تری از فرمول های سود وام بانک مسکن برای عیدی داشتند. یکی از ساده ترین فرمول ها در این زمینه به این صورت بود:

(میزان عیدی اونا به هر بچه ما) ضرب در (تعداد بچه ها ما) تقسیم بر (تعداد بچه های اونا)= میزان عیدی به هر بچه اونا

اما در سال های اخیر با بالا رفتن تورم و شاخص فلاکت و ضریب جینی و… در بعضی موارد مشاهده شده که وقتی صاحب خونه عیدی را آماده کرده بچه سه ساله گفته: «عمو، قسط خونه مونده، ماشینتم که لیزینگیه، بچه ات هم که دانشگاه آزاد میره، عیدی نمی خواهد. به جاش یه آجیل خوب بگیر، همه اش نخودچی خوردیم.»

نکته ثابت عیدی های قدیم و جدید این است که والدین به بچه ها می گویند: «عیدی هات رو بده برات نگه دارم.» بچه های قدیم عیدی ها رو می دادند و می گفتند بیا، بچه های جدید فقط می گویند بیا.

طنز؛ تفاوت عید‌های قدیم و جدید

بچه های بیش فعال:

در سال های قدیم بچه ها اساسا به بیش فعالی مزمن دچار بودند. از آنجا هم که درصد رشد جمعیت کلا دورقمی بود سه تا خانواده که جمعی می شد سی چهل عدد بچه در سایزهای مختلف گرد هم می آمدند و با سرعتی فراتر از یوسین بولت اتاق های خانه را در می نوردیدند و کلا همه فامیل باید دید و بازدید را ول می کردند و به صورت من تومن یا با دفاع منطقه ای و خطی (با احترام به آقای علیفر) بچه های فامیل را کنترل می کردند. در حال حاضر که اولا کلا کسی بچه ندارد، داشته باشد هم نهایتا یکی. مهمان وارد می شود، می پرسند: «بچه تون کو؟». جواب می دهد: «داشت اتک می زد، الان میاد.» بعد از یک ساعت هم بچه وارد می شود، سر روی گوشی، تا پایان مهمانی، آخر مهمانی هم دستش را می گیرند که به در و دیوار نخورد و تا ماشین او را مشایعت می کنند تا در بازی اش وقفه نیفتد. بچه نهایتا خیلی بخواهد اجتماعی و فعال باشد از صاحبخانه می پرسد: «مودم رو خاموش کردید؟ یک ساعت زور زده هکش کردما!»

پذیرایی:

در قدیم الایام به خاطر قدرت خرید بالای مردم و تنوع خوراکی های پذیرایی همواره استرس انتخاب بهترین خوراکی را داشتیم. یعنی از وقتی سینی وارد پذیرایی می شد و چرخ می زد خیلی نامحسوس برانداز می کردیم که انتخاب کدام گزینه برای خوردن معقولانه تر است و چند مهمانی در پیش است و باید در هر کدام چه چیزی خورد. اما حالا هر سال یک ماه قبل عید غرفه های شهرداری سیب و پرتقال می فروشد. همه هم می خرند و جلوی مهمان می گذارند.

مثلا اگر پرتقال های شهرداری یک سال یخ زده باشد، عید دیدنیِ هفت جد و آباد سبب و نسبی هم که بروید یک پرتقال یخ نزده پیدا نمی کنید. در هنگام پذیرایی هم اگر عضوی از خانواده از همه جا بی خبر قصد برداشتن پرتقال را داشته باشد بقیه اعضای با پیام در تلگرام و ایمو و وایبر و اشارت های ابرو به وی می فهمانند که پرتقال امسال انتخاب معقولی نیست.

زمان بازدید:

در ازمنه قدیم کل فامیل در روز یک فروردین در منزل بزرگ فامیل جمع می شدند و به دید و بازدید می پرداختند. کم کم دایی بزرگ که قصد داشت باکلاس تر بودن خودش را به رخ سایر فامیل بکشاند تصمیم گرفت دوم فروردین به دیدار بزرگ خانواده برود و فرقه دوم فروردینیان را تاسیس کند.

در پی این حرکت آوانگارد و با نفوذ فرهنگی و دیداریِ دایی بزرگه، برخی از فامیل هم به دوم فروردین منتقل شدند و دایی رفت سوم و بدین ترتیب بعد از چند سال روزهای دیدار فامیل از یکم تا یک هفته بعد از سیزده به در پخش و پلا شد. در نهایت بزرگ فامیل طی یک حرکت انقلابی اعلام کرد: «ما عید کلا نیستیم می خوایم بریم کیش، یک هفته بعد از عید در خدمت تون هستیم.»

حمل و نقل رسانه های تصویری:

در آن زمان که تلفن و شبکه های اجتماعی مثل امروز نبود باید با هزار نذر و امید و آرزو برای عیددیدنی حرکت می کردید و امید داشتی که طرف منزل باشد. در صورت نبود صاحب خانه مثل غارهای زمان انسان های نخستین روی در خانه طرف حکاکی می کردند که: «آمدیم نبودید. حسینی ۱۳۷۰٫۰۱٫۰۴» اگر هم می خواستید از غرب تهران به شرق تهران بروید باید در صف اتوبوس هایی در میدان آزادی می ایستادید که تا ته صف بعد از دانشگاه تهران در میدان انقلاب بود و بدین ترتیب بود که مهمان بعد از رسیدن به منزل صاحب خانه به یک دوره استراحت و تجدید قوا در بشکه یخ به سبک منصوریان و ماساژ تایلندی برای ریکاوری قبل از بازدید نیاز داشت. در زمان عیددیدنی هم کلا یک کانال یک بود که همیشه روشن بود.

الان قرارهای عید و بازدید در تلگرام گذشته می شود و برنامه هفتگی در گروه پین می شود. در هنگام بازدید هم یکی می خواهد تکرار سریال آی فیلم را ببیند، یکی فیلم شبکه تهران، یکی آهنگ تصویری جدید شادمهر، یکی کانال جم، در نهایت هم یکی تلویزیون را خاموش می کند و می گوید: «بذارید یک دقیقه خاموش باشه صدا به صدا برسه ببینیم چی داریم می گیم.» در حال حاضر موضوعات بحث هم بسیار فراوان است اما در قدیم بعد از اندکی زمینه چینی مقدماتی بحث با توافق طرفین بر سر اینکه «کار خودشونه» به پایان می رسید.


طنز؛ دو خط و التماسِ دعا برای سال جدید


ماهنامه سه نقطه – محسن رضوانی: هر برج، جوری تهِ حساب بانکی مان را می لیسیم که آب بریز گلاب جمع کن. صاف و صیقل عینهو قلبِ مؤمن، الی البرج التالی. حسرت به دل چندرغاز یارانه مانده که اقل کم نیم ساعت کف حساب مان خستگی در کند و یک قُلپ چایی سر بکشد. لدیِ الورود، برداشت می کنیم. یازده تا کارت بانکی، عین آمار، کأنّ توبره قاطر قحطی زده، خالی است. به سبب همین مفلسی ماست که از این یازده تا بانک، یک کدام شان کلهم اجمعین این سال ها نکرد یک جلد سررسید زرکوب دست ما بدهند، بلکم شب عیدمان با پار و پیرار توفیر کند. سررسید که پیشکش، لیوان های آبسردکن شان را هم از ما قایم می کنند.

اسفند امسال هم پیرو سنتِ مإلوفِ سنواتِ ماضیه، چاهِ مبال چایمان کرد و کیپ شد. مهندس خبر کردیم جهت علاج، فنر زده و فیرتیخ در آورد. عیدی اش را که علاوه اجر سُلفیدیم، دست کرد به قاعده یک نصف سنگک (شما بگو A3) از خورجینش، تقویم دیواری در آورد و تقدیم کرد محض اشانتیون. القصه این که ما فقیر بیچاره ها ساعت تحویل و آمار تعطیلی های سال نو را از تقویم های تخلیه چاه و لوله بازکنی خبردار می شویم، نه از سررسیدهای رقعیِ زرکوب بانک کارگشایی. پسِ تقویم، کُلهم سفید بود. خوراک این که از حاجات و مناجاتم سیاهه بردارم جهت خواندن قبلِ در کردنِ توپ. قلمی شده ش این شد که ذیلا می آید:

طنز؛ دو خط و التماسِ دعا برای سال جدید

پروردگارا؛

صد البته که شما صلاح و فلاح بندگان را بهتر می دانی، اما به نظرم حتی بهار هم علی الانصاف، تُقس و توزیع نمی شود. این که جماعت اعیان و اشراف و وزیر وکیل، توی هر سوراخ سمبه شان جعبه جعبه لاله و پامچال و سنبل و سبزه بارند و حیاط عمارت شمران و لواسان شان را با اقسام شکوفه های رنگی و گل های فرنگی بَزک کنند، آن وقت یک عده سهم شان از بهار، تماشای سبزی اری های شاه عبدالعظیم باشد و بس.

خداوندا؛ یا از آن گل ها به شکل دیمی، اینجا هم سبز کن، یا از این گل مژه ها که گاه و بیگاه پای چشم ما می کاری، نصیب آن جماعت اعیان و اشراف هم بگردان که مثلا این به آن در.

بارالها؛

بنابه نقلِ تقویم مطبوعه تخلیه چاه، امسال سال سگ است. به همین مناسبت، وفا را در دل رؤسا و وزرا و وکلا و امرا و اصحاب مناصب این مملکت، تلقین و تعبیه کن، بلکه وعده های سر خرمن شان همین جوری لخت و عور نباشند و جامه عمل بپوشند.

بارخدایا؛

هر که با سگ خوابید با کک بیدار شد. خودت پاچه این مُلک و مملکت را بیمه و عاقبت سال را ختم به خیر بگردان.

کریما؛

سرمایه سگ، پارس کردن است. عنایت داری که. حتی سگ هم سرمایه می خواهد. خدایا ما همین را هم نداریم. برای عَلَم کردنِ استارت آپ، یک رشته افکار داریم که با آن حتی نمی شود سهمی در آش نذری سیدخانم داشت. خودت دست ما را بگیر.

بارمعبودا؛

خواستم بگویم حالِ الان مان را تافت بزن و تاکسیدرمی کن که بدتر نشود. احسن الحالت را نخواستیم. دیدم ناشکری است. پوست بین شست و اشاره را گاز گرفتم و تف کردم. ناموسا بزرگ و بخشنده ای، لذا هر جور که صلاح می دانی.

خداوندا؛

حالم حال ماهیِ تُنگ است که هر پنج دقیقه، به گربه حیاط، بفرما می زند. مبدّلش کن به حال کپورِ سبزی پلوی شب عید. لااقل دلش خوش است که اگر مُرده، به یک دردی خورده، به من بگو که در این دنیا، باید به چه دردی بخورم.

پروردگارا؛

خیلی ها به کارشان گره افتاده، به ابروی شان هم. به سرپنجه کبریایی ات بازشان کن.

مثلا فریده خانم که پسرش سر فوتبال صلیبی پاره کرد و به خیال این که طب سوزنی، همان تزریق هرویین است، سر از جوب های دروازه غار در آورد.

یا سدّیق، اطوشویی سر چهارراه، که گفتند دامادش با وِرد و وِروِره عجوزه مُرده ها جادو شده که دو روز در میان می آید خانه و محل نسرین نمی گذارد و سردی می کند. اما من خبر دارم که گیس گلابتون های اینستاگرام با عشوه های خرکی، هوایی اش کرده اند و ربطی به جادو جمبل ندارد. ضمن این که عَلَمکِ شیطانِ خرپشته شان هم که متصل سریال های ترکی پخش می کند، بی تاثیر نیست.

یا سعید رباب که سه سال دم هزارتختخوابی کمپوت فروخت و عوایدش را دو دستی ریخت در حلقوم اسپین و حالا خودش در هزارتختخوابی، درازکش شده و کمپوت گلابی سق می زند.

خدایا؛

زیاده تصدیع و جسارت است. مخلصِ کلام این که به لیاقت ما التفات نکن. کَرَم خودت را ببین و اینها.

آمین، یا رب العالمین… عیدها می آیند و می روند، با هزار خاطره متفاوت. اما وقتی چند سالی می گذرد، تک تک عیدها به یاد نمی مانند. مگر عیدی که برایت خاطره انگیز بوده؛ خاطره ای تلخ و گاه شیرین. که اگر چنین نباشد، همه عیدها و روزها و سال ها شبیه هم خواهند بود.


تصاویر جدید از مراحل اجرایی پروژه صحن حضرت فاطمه (س)


صحن حضرت زهرا (س) که نام آن پس از تأیید آیت الله سیستانی تعیین شد، با گنبد حرم امام علی (ع) نسبت قرینه دارد و قرار است شامل موزه، کتابخانه، مهمانسرا و رستوران، شبستان و ساختمان اداری و فرهنگی باشد که در طراحی و معماری این صحن، به ویژه شبستان آن (با ظرفیت پذیرش ۱۰۰ هزار زائر)، از هنر و معماری اصیل ایرانی بهره گرفته خواهد شد.

تصاویر جدید از مراحل اجرایی پروژه صحن جضرت فاطمه (س) به گزارش «تابناک باتو»؛ صحن حضرت زهرا (س) که نام آن پس از تأیید آیت الله سیستانی تعیین شد، با گنبد حرم امام علی (ع) نسبت قرینه دارد و قرار است شامل موزه، کتابخانه، مهمانسرا و رستوران، شبستان و ساختمان اداری و فرهنگی باشد.

بنا بر این گزارش، در طراحی و معماری این صحن، به ویژه شبستان آن (با ظرفیت پذیرش ۱۰۰ هزار زائر)، از هنر و معماری اصیل ایرانی بهره گرفته خواهد شد.

دسترسی آسان به بخش‌های مختلف صحن، رویت گنبد و بارگاه حرم مطهر از دورترین ورودی ‏صحن و شبستان در نزدیکی مقام امام زین‌العابدین (ع)، ایجاد تأسیسات تهویه مطبوع و مناسب با ‏استفاده از پیشرفته‌ترین تجهیزات سرمایشی و گرمایشی، ایجاد تونل دسترسی در مواقع اضطراری، ‏روکش و ایزولاسیون و مهار آبهای سطحی و زیر سطحی، ایجاد دیوار حفاظتی در اطراف صحن و ‏شبستان با استفاده از ۱۰۰۰شمع قبل از گودبرداری، به کارگیری مجرب‌ترین و چیره دست‌ترین ‏هنرمندان، طراحان و اساتید معماری اسلامی در همه بخش‌های پروژه، استفاده از مرغوب‌ترین مواد ‏مورد نیاز پروژه ازجمله کف و ستون‌ها، آئینه‌کاری‌ها، گچبری‌ها، مقرنس‌کاری‌ها، فرش‌ها و … با ‏بهره‌گیری از آزمایشگاه‌های تست استحکام بتن و مواد در طول اجرای پروژه و مهمتر از همه وجود ‏پاک‌ترین عشق و احساسات در دل همه دست‌اندرکاران از ویژگی‌های این پروژه است.


طراحی‌های روجلد زیبا و خلاقانه جدید برای رمان‌های کلاسیک


در زمینه روجلد، بعضی از ناشران قدیمی و جدید که ما بسیار جزم‌اندیش هستند و ما موارد متعددی را سراغ داشتیم که آنها برای ده‌ها کتاب خود فقط یک طراحی ساده داشتند و فقط عنوان و اطلاعات کتاب را اضافه یا کم می‌کردند.

طراحی‌های روجلد زیبا و خلاقانه جدید برای رمان‌های کلاسیک  به گزارش «تابناک باتو»؛ هرچند من عاشق بوی کهنگی کتاب‌های قدیمی کتابخانه‌ام و هر چین و شکن و تاخوردگی و حتی پارگی‌های آنها هستم، از همان کودکی وقتی کتابی را تمام می‌کردم، نگاهی به طراحی جلد کتاب می‌کردم و با خودم می‌گفتم: نه! این طراحی خوب نیست.

یعنی به نظر می‌رسید که تصویر انتخاب شده، ویرایش شده، یا اختصاصی برای روجلد کتاب، ارتباط کمی با محتوای کتاب داشت یا اینکه از نظر زیبایی‌شناسی در رتبه بالایی قرار نداشت.

باید اعتراف کنیم که از نظر تصویرسازی‌های خلاقانه برای کتاب‌ها، چندان قوی نیستیم. باید در نظر بگیریم که جلد کتاب‌ها در بسیاری موارد چه بخواهیم و چه نپسندیم، عامل مهمی برای انتخاب و خرید کتاب هم است.

یک روجلد خوب می‌تواند باعث شود که حتی یک کتاب فلسفی، تاریخی و انتزاعی نه چندان عامه‌پسند، فروش بهتری پیدا کند.

در زمینه روجلد، بعضی از ناشران قدیمی و جدید که ما بسیار جزم‌اندیش هستند و ما موارد متعددی را سراغ داشتیم که آنها برای ده‌ها کتاب خود فقط یک طراحی ساده داشتند و فقط عنوان و اطلاعات کتاب را اضافه یا کم می‌کردند.

در زمینه تصویرسازی وضعیت بعضی از ناشران ما بهتر بود. مثلا به نظر می‌رسید که طراح کتاب‌های ژول ورن دوران کودکی ما، با شناخت خوب از محتوای کتاب، هر کدام از آنها را طراحی می‌کرده است.

اما واقعا چه اجباری است که در هنگام تجدید چاپ، همان روجلدهای قبلی تکرار شوند. آیا زمان آن نرسیده است که این روند را تغییر بدهیم و طراحی‌های مدرن را وارد هنر تصویرسازی کتاب‌ها و طراحی جلد کنیم.

یکی از ضعف‌هایی روتینی که مکرر مشاهده می‌شود و من اصلا نمی‌پسندم این است که در مورد کتاب‌هایی که دارای اقتباس سینمایی هستند، این اصرار وجود دارد که از تصاویر فیلم روی جلد کتاب‌ها استفاده شود. در صورتی که کتاب‌ها غالبا دارای هویت مستقل و محتواها و مفاهیم افزون بر فیلم‌ها هستند و به گمانم استفاده سرسری از تصاویر فیلم برای روجلد، نوعی فروکاستن از ارزش ادبی کتاب است.

البته در این میان باید تنگناهای مادی ناشران رو هم در نظر گرفت. چرا که مسلما خلق روجلدهای زیبا و خلاقانه، هزینه‌های خود را هم دارد.

نگاهی به روجلدهای جدید زیر برای رمان‌های کلاسیک می‌تواند، الهام‌بخش باشد. در زیر هر روجلد جدید، من روجلد ترجمه فارسی کتاب را هم برای مقایسه شما آورده‌ام.