Tag Archives: ۴۹۵

هایلایت (۴۹۵)



جمله های زیبا، دلنوشته های دلنشین، اشعار ماندگار، پاراگراف های تاثیرگذار و بی‌نظیر از یک کتاب یا مقاله. همه این‌ها می‌تواند بهانه ای برای هایلایت کردن آنها در کتاب، مجله و یا ذهنتان باشد.


شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۵)


سعی داریم در این سری مطالب گزیده ای از این نوشته ها را در اختیار شما قرار دهیم که امیدواریم مورد استقبال شما عزیزان قرار گیرد.

******

 

۱٫ یه ماهی قرمز دارم از عید تا حالا زنده مونده. بهش میگم خسته نشدی از این زندگی نکبتی؟ نه امیدی نه انگیزه‌ای نه پیشرفتی. زندگیت شده دم تکون دادن تو یه وجب جا منتظر دو تا دونه غذا موندن! گفت اختیار دارید. درس پس میدیم استاد!

۲٫ ‏‏‏‏یه دوست دختر داشتم انقدر لاغر بود میرفتیم سینما باید با یه دست صندلیش رو نگه میداشتم که فنرش برنگرده!

۳٫ ‏‏مهران مديرى قشنگ شبيه اين شوهرخاله هاى فاميله كه كل فاميل حس ميكنن بامزست و تا يه تيكه بى مزه ميندازه زن عمو و خالت ميخندن و يكى از اون ته ميگه خدا نكشتت آقا مهران!

۴٫ ‏‏‏به مادرم میگم از خونه تکونیت عاصی ام / میگه من الهه ی شست و شوی فارسی ام!

۵٫ ‏‏‏تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم، یه زانتیا اومد کنارم گفت: داری لایی میکشی؟ گفتم نه دارم واست عربی میرقصم. گفت کنترل نامحسوس ام، بزن بغل شاباشتو بدم!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

اگه تونستی نخند :))

 

۶٫‏ ‏‏‏ ‏‏بسته نامحدود شبانه گرفتم یه جوری هرچی میومد دانلود میکردم که پیام اومد داداش بیا این پولت ولی ناموسا برنامه‌های شبکه چهار اخه؟!

 

۷٫ ‏‏‏تنها یک ایرانیه که باکوبوندن کنترل به پاهاش میتونه باتری اون رو شارژ کنه!

۸٫ ‏مامانم اومد تو اتاق سریع کتاب رو گرفتم جلوم، گفت داری چیکار میکنی، گفتم دارم درس میخونم، گفت باشه ولی حداقل اون چراغ هم روشن کن!

۹٫ ‏‏طرف زیر پست شادمهر کامنت گذاشته:خیلی بت فرصت دادم یه آلبوم مث مسافر بدی،از فرصتی ک دادم استفاده نکردی پس آنفالو! شادمهر اگه افسرده شه حق داره:))

۱۰٫ ‏‏‏‏از دندون درد داره میمیره هی مسکن میخوره میگه دلم نمیاد پول بدم برا دندونپزشکی اما دیروز رفته لباشو پروتز کرده! چیه این بشر؟!!!!/:

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

وقتی پشت سریت هی پاشو فشار میده به صندلیت

 

۱۱٫ نوشته قبل ازدواج حتماً آرایش همسرتون رو یه دست با آب صابون بشورید تا قیافه اصلیشو ببینید،اونوقت من یبار به دوست دخترم گفتم آرایشتو پاک کن ببینمت درست حسابی، وقتی پاک کرد حس کردم من دوست دختر اونم.!

۱۲٫ ‏بابا شما مینالید از اینکه دلار گرون شده، داداشم میگه رفته ده تومنی نو بگیره واسه عید قیمتش ده و صد بوده. ارزش پولمون نسبت به خودشم اومده پایین:))!

 

۱۳٫ ‏‏‏‏‏‏رفتم نون سنگک بگیرم شاطر گفت ساده یا دو رو؟ گفتم من یه عمر چوب ساده بودنمو خوردم تو این زندگی دو رو بودن بهتره. نمیدونم چرا خم شد یه مشت سنگ برداشت پرت کرد طرفم:|

۱۴٫ ‏‏‏‏‏‏‏وقتی یه دختر میگه خواستگار دارم دوحالت داره : ۱_ یا گمشو از زندگیم برو بیرون حوصلتو ندارم ۲_ یا زودتر پاشو بیا خواستگاریم حوصلمو سر بردی هر پسری بتونه تفاوتشونو تشخیص بده برده :)!

۱۵٫ ‏‏‏‏‏‏باباﻡ از اون روزی که اﻭﻥ پیرمرﺩه بخاطر بغض کردن ﺍز رییس جمهور ماشین گرفت هی زل میزنه به یه گوشه ﺍشک میریزه، خیلی تمرین کرﺩه برﺍی ماشین گرفتن تو انتخابات بعدی:))))
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

وقتی گوشيمو ميدم مامانم ازم عكس بگيره

 

۱۶٫ ‏‏‏‏‏‏طرف برایِ باز شدن مغز بچه یک سالش روزی دوساعت موسیقی موتزارت میذاره گوش بده اونوقت من بعد این همه سال هنوز صدای جواد یساری تو گوشمه که میگه : الهی الهی الهی الهی من بمیرم بمیرم که شاید بیایی دستاتو بگیرم!

۱۷٫ یه بار بابام گفت تو چرا جمعه ها تا لنگ‌ظهر خوابی؟ گفتم صبح جمعه‌ای که تو بغلش نباشی ارزش بیدار شدن نداره. از جمعه بعدش هر صبح دارم تو بغلش بیدار میشم. بغل جوب!

۱۸٫ ‏‏دوستم یه پسر۶ساله داره میگه شک ندارم آرایشگر میشه، گفتم یعنی اینقدر علاقه داره؟ میگه نه، به حرف همه گوش میده ولی کاری که دوست داره انجام میده!

۱۹٫ وقتی عکس بچه شبیه سمندونتونو نشون میدین و میگین ببین چه ماهه لطفا بعدش زل نزنید تو صورت طرف واسه تأیید چون ۹۰درصد مجبور میشه دروغ بگه!

۲۰٫ نوشته: ددی قرار بود واسم پورشه بگیره ولی BMW گرفته باهاش قهرم 🙁 اونوقت من تا این سن تنها دغدغه م اینه که وقتی نباتو تو چایی حل میکنم راه نی رو باز کنم که بتونم چایی رو با نی بخورم!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

تنها راه خلاص شدن از روبوسی های شب عید

 

۲۱٫ اسم دخترتونو میذارید آفرین، معلم چجوری بهش حالی کنه که نیاز به تلاش بیشتره؟!

۲۲٫ ‏‏‏انیشتین هم روانپزشک داشته بعد یه سری مغز نخودی با انواع اختلالات روانی میگن من سالمم دیوونه ها باید برن دکتر!

۲۳٫ ‏‏‏‏‏بچه بودم یکی از آشناهامون عید دیدنی اومده بود خونه مون از بابام پرسید این پسرتونه؟ بابام گفت غلامتونه، اونم یه ۲۰۰تومنی بهم داد بعد بابام گفت نوکرتونه، دست بوسه، کوچیکتونه یعنی بخاطر ۲۰۰تومن کلا شخصیتم زیر سؤال برد!

۲۴٫ ‏‏‏تازه اومده بودم تهران دوس دخترم گفت بیا بریم مهمونی! نمیدونم چرا وقتی با یه جعبه شیرینی رفتم کات کرد مگه تهرانیا دس خالی میرن خونه فامیل؟!

۲۵٫ ‏‏‏بدیش اینه که همونقدر که خوابیدن جذابیت داره ، نخوابیدنم جذابه ، انگار که ته چین و پیتزا رو بذارن جلوت ، بگن یکیشو فقط میشه بخوری!

 

شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

مفت باشه کوفت باشه به روایت تصویر

 

۲۶٫ ‏تنها دلیلی که من نمیرم کارت ملیمو عوض کنم اینه که همونجا عکس میگیرن. اسنپ چتم که ندارن قطعن!

۲۷٫ دختره اومد مغازه ام: گفت یه سس مایونز بدید،گفتم: بهروز خوبه؟ میگه: شما از کجا میدونی؟! تورو خدا به بابام نگو …. منو میکشه!!

۲۸٫ ۱‏با بالشتم یجوری برخورد میکنم یه وقت نفهمه فقط با اون راحتم… میترسم اینم بپیچونه بره :))))

۲۹٫ ‏‏یبارم برا دوس دخترم از این خرس بزرگا خریدم عکسشو فرستادم براش گفتم عزیزم یه خرس خریدم اندازه پدرت نمیدونم چرا دیگه هرچی پی ام دادم جواب نداد!

۳۰٫ ‏خداروشکر از اون دوران کیپ کام آیم کویین گذشتیم. دلایل شکست خوردن حکومت اون ملکه ها هم بی کفایتی درباریان و جنگ داخلی بود فکر کنم!
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)

بزرگوار حتي خم به ابروش نياورد…

 

۳۱٫ ‏یه سری بابا بزرگم گفت چند تا چوب بیارید, سریع رفتیم اوردیم شکستیمشون گفتیم اگر با هم باشیم شکست ناپذیریم. گفت چی میگید احمقا؟ چوبا رو بریزید اینجا میخوام آتیش روشن کنم.!

۳۲٫ معلم ادبیاتمون خدابیامرز هر شعریو به ۵۰ روش غیر ممکن تفسیر میکرد آخر سرم داشت شعر اردک تک تک عمو پورنگ رو به کاپیتالیسم ربط میداد که یکی از بچه ها با صندلی زد تو سرش کشتش!

۳۳٫ ‏‏‏‏‏‏خبر دادن یه یارویی که قبلا خواستگار مامانم بوده فوت کرده یک هفتست بابام تو خونه راه میره میگه خداروشکر کنید من مامانتونو گرفتم وگرنه الان یتیم شده بودید!

۳۴٫ ‏یه بارم اینقد تو دستشویی مونده بودم شنیدم بیرون بابام به مادرم میگفت زنگ بزن پزشک قانونی شاید اونجا باشه!

 

۳۵٫‏‏ دختر به ماشینم تکیه داده بود خواستم حالشو بگیرم گفتم ماشین خودته؟ گفت نه کی دیگه از این لگنا سوار میشه؟ گفتم آره بابا و پیاده اومدم خونه 🙁
شوخی‌های جالب شبکه‌های اجتماعی (۴۹۱)
وقتی میای خونه میبینی هنوز خونه تکونی تموم نشده